یادداشت روز

شماره : 19401 – دوشنبه 24 آبان 1395

نویسنده : کورش شجاعی shojaee@khorasannews.com

مادر مثل ابر بهار اشک می ریخت، پدر استوار همچون کوه اما او هم آرام، آرام گریه می کرد. برادران حالی داشتند که فقط برادر از دست دادگان می دانند و بس.

 فاطمه خانم 14 ساله و علی آقای 7 ساله با گونه های خیس از اشک، ناباورانه جای پدر مهربان و دلاورشان را خالی می دیدند.

 همسر شهید اما حالی دیگر داشت. آخر همین شنبه شب جواد عزیزش را در خواب دیده و توصیه هایی از شریک زندگی اش، شنیده بود. جواد به شدت دلبسته همسر و فرزندان و خانواده اش بود بخشی از عشق فراوانش به همسرش به خاطر همدلی ها و همراهی های او در مسیر جهاد مقدسش بود برای همین آن دلاور عرصه کارزار با خصم تکفیری، نام همدم زندگی اش را در گوشی تلفن همراه خود «شریک جهادم، مسافر بهشتم» ذخیره کرده بود و چه نغز و پرمعنا و چه زیبا که این....

منبع اصلی مطلب : « سرمقاله »
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : برای من گریه نکنید